محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
45
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و جعل لكل شىء قدرا ) مقصود از ( قدر ) در اينجا آفرينش و ايجاد شىء ، بهگونهاى ويژه به لحاظ كمى و كيفى است . بدين معنا كه هيچ چيز ، بىجهت و بيهوده بزرگ و يا كوچك آفريده نشده بلكه در ايجاد آنها علم ، اراده ، حكمت و مصلحت ائو حاكم و جارى است همانگونه كه در قرآن آمده است : « خداوند ، فرمان خود را به انجام مىرساند ، و خدا براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است . » « 1 » ( و لكل قدر اجلا ) هر چيزى نزد خداوند ، داراى مدت معينى است كه از آن مدت پيشى نمىگيرد و عقب نمىافتد و در قرآن نيز بدين مطلب اشاره شده است و هيچ گروهى از اجل خود پيشى نمىگيرد و از آن عقب نخواهد افتاد . » « 2 » ( و لكل اجل كتابا ) هر مدتى ، سرآمد و پايانى دارد و فرموده قرآن است كه : « همه كسانى كه روى آن [ زمين ] هستند ، فانى مىشوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند . » « 3 » حتى براى نهايت زمان هم ، وقتى قرار داده است . ( فالقرآن آمر و زاجر ) قرآن همه را به خير و نيكى فرا مىخواند و از بدىها و زشتىها بازمىدارد . ( و صامت ناطق ) اظهار عقيده و بيان آن ، گاهى با سخن گفتن است و گاه نوشتن و يا اشاره كردن يا بهوسيله موسيقى و يا كردار صورت مىگيرد و البته اظهار عقيده با كردار ، مقدم بر بيان كردن به زبان و سخن است و نيز اظهار با سخن و زبان ، مقدم بر نوشتن است . همچون طفل كه پيش از سخن گفتن با كردار و حركات خود ، مطلبى را بيان مىكند و پس
--> ( 1 ) . إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً طلاق / 65 : 3 . ( 2 ) . ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ حجر / 15 : 5 . ( 3 ) . كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ رحمان / 55 : 26 و 27 .